پنجشنبه بیست و نهم شهریور ۱۴۰۳ | 1:36 | nasiriyan -
نقش مدیر یک نقش حرفه اي است و نه صرفًا تجربه اندوزي درحین عمل
فالت (" Follett (مـدیریت را " هنر انجام دادن کار به وسـیله دیگران " می دانـد.
مدیریت عبارت از توانایی پرورش و هماهنگ سازي فرآیندهاي خودرهبري اعضاي سازمان در ارتباط و همسو با اهـداف سازمـان است ". اینتعریف برچنـدپیش فرض زیر اسـتوار است:ـ
کارکنان قابلیت رشـد شخصـی و حرفه اي و نیز توانایی اداره کردن خویش را دارنـد.
ـکارآیی و اثر بخشـی سازمان درگرو رشـد و در نتیجه تلاش بیشتر کارکنان است.
ـسازمان و اهداف آن راهنماي عمل مدیریت وکارکناناست.
ـ نقش مدیر یک نقش حرفه اي است و نه صـرفًا تجربه اندوزي درحین عمل.
ـ مدیریت به عنوان یک فرآینـد مشارکتی در نظر گرفته شـده است. فرآینـدي که نقش مدیر در آن کمرنگ است و بیشتر نقش یک پشتیبان، تسـهیلگر و هماهنگ کننده را دارد.
مدیریت آموزشـی در سالهاي بین1910 تا 1930 مدیریت آموزشـی را به عنوان هدایت امور و بازرسـی آنها می دانسـتند. در این دوران معلمان بـدون گذرانـدن دوره خاصـی وارد این حرفه می شدنـد و وظیفـۀ مدیر، نظارت بر کارهـاي معلمان، از نزدیک بود. درسالهاي بین1930 تا 1940 به مدیریت و رهبريمبتنیبر آزادمنشـیتوجهشدو منظور از آن ترغیب معلمانبه انجام دادنچیزيبودکه مـدیر مـدنظر داشت.
در سالهاي بین 1940 تا 1950 مدیریت آموزشی را امر و کوششی تعـاونی می دانسـتند. به نظر آنـان تمـام افرادشاغل در یک مـدرسه در حال رهبري و هـدایت یکدیگرنـد. در نتیجه به جاي کلمـۀ « بازرسـی» عبـاراتی از قبیـل: «کمـک متقابـل»، « مشـورت کردن بـا هم»، «طرحریزي به کمـک هم» یـاحـتی«گفتگـو کردن با یکدیگر در باب بهترکردن وضع« تعلیم و تعلم» را به کار میبردند.طبق این مفهوم، وظیفه مدیر یا رهبر آموزشـی عبارت از فراهم سـاختن تسـهیلاتی اسـت که افراد بتواننـدبـا هم به مشـورت بپردازنـد و از تجـارب یکـدیگر بهره برنـد. زمینه هـاي وظـایف مـدیران مدارس برخی، وظایف مدیران مدارس را در هفت زمینۀ اصلی برشمرده اند:پرسنل آموزشی، پرسنل دانش آموزي، رهبری مدرسه و محله، توسـعه تدریس و مواد درسی، مدیریت امور مالی اداري،ساختمان مدرسه و وظایف عمومی.
بعضی دیگر وظایف مدیران مؤسـسات آموزشـی و مـدارس را درشـش گروه به شـرح زیرطبقه بندي نموده اند:
برنامۀ آموزشـی و تدریس، امور دانش آموزي، امورکارکنان آموزشـی، روابط مدرسه ـ اجتماع، تسـهیلات و تجهیزات آموزشی و امور اداري و مالی. وظایف مدیـــــــر در امــــور دانش آمـــوزان وظایف و خـدمات اداري و سـرپرستی دانش آموزان عبارتنـداز:
1 -پـذیرش، ثبت نام، گروه بنـدي آنان و نگهداري آمارهاي حضور و غیاب،سوابق و اطلاعات شخصی و تحصیلی دانش آموزان.
2-شناسایی تواناییها، علایق و نیازهاي دانش آموزان و پرورش آنها.
امروز علاوه بر نیازهاي آموزشـی تحصیلی دانش آموزان، به تأمین نیازهاي بهداشتی روانی، زیستی فیزیولوژیک و رشــدشخصـــیتی آنهــا تــوجه بیشــتري مبــذول میشــود.
براي مثــال:
بهره گیري از مشــارکت دانش آمــوزي(Student government) کـه امروزه به عنـوان یکی از ویژگیهـاي مـدارس اثر بخش مطرح است. مـدیر و کارکنـان در یـک مـدرسه اثر بخش می داننـدکه هـدف اصـلی مـدرسه ایجاد یک برنامـۀ آموزشـی است که بتوانـدمنافع و نیازهاي اجتماعی، فردي و آموزشـی دانش آموزان را برطرف سازد.
وظایف مدیـــــــر در امــــورکارکنــــــان همانطور که در مدیریت نیروي انسانی مطرح می شود، هر عضو سازمـان به دلیـل نقشـی که در آن ایفا می کنـد از جایگاهی خاص برخوردار است و مـدیر به عنوان کارگردانی محسوب می شود که علیرغم اینکه ممکن است در تمـام زمینه هـا تخصـص نداشـته باشـد، اما بایـدتوانایی و مهارت هماهنگ سازي فعالیت هاي تمام اعضا درجهت رسیدن به اهداف تعیین شده را دارا باشد. بنابراین توفیق عملکردهاي مدیریتی در گرو همدلی و همکاري تمام اعضاي سازمان است و از اینرو رفتار مدیر در بهادادن به نقش هر یک از اعضاء ازطریق توجه به نیازهاي شخصیتی، امنیتی و اجتمـاعی و دفـاع ازحقوق آنهـاحائز اهمیت فراوان است.مـدیر مـدرسه بایـدکادر اداري و آموزشـی مناسب و هماهنگی را براي مدیریت آموزشی مـدرسه تـدارك ببینـد. در اینمورد، انتخاب معلمانی متناسب با زمینۀ اجتماعی فرهنگی منطقه و نیز انتخاب معاونانی برخوردار از برخی ویژگیها و مهارت هاي مدیریتی،ضـروري است و بر مبناي انتظارات بیان شده، از عملکرد کارکنان ارزشیابی به عمل آورد و هرگونه پـاداش دهی و تشویق را بر نتایـج ارزشـیابی مبتنی سازد. قضاوت درباره نحوه کار معلم ازطریق نمرات دانش آموزان در آزمونهاي پیشرفت تحصیلی، مبناي کافی و عینی را شامل نمی باشد. درچنان رویه اي تأکید همواره روي حقایق آموخته شده می باشـدو دیگر مـوارد مربوط به آموزش و پرورش که ممکن است مهمـتر و اساسـی تر از آموزش آن حقـایق باشـد از نظر مخفی می مانـد. مثلاـ مهارت وکاردانی،که معلم در هـدایت و پرورش عاطفی و اجتماعی دانش آموزان به کار میبرد، مورد توجه قرار نمی گیرد. ارزشـیابی از کار اعضاي آموزشـی باید به گونه اي باشدکه معلمان صادق و خدمتگذار از معلمان کم تحرك تشـخیص داده شونـد.گـاهی اوقـات لاـزم است به موضوعـاتی فراتر از انجام وظیفـۀ روزمره اندیشـید. اگرچه معلمان معمولا با دعوت مـدیران در جلسات شـرکت می کننـد، ولی آمادگی قبلی و اظهار علاقه به مسائل شورا و شـرکت فعال و مسئولانه درجلسات ارزش بیشتري از فقط شـرکت کردن دارد. یکی از وظایف عمدة مدیر نسـبت به کارکنان، تشویق آنان براي مشارکت در تصمیم گیری هاست. به ویژه تصمیماتی که به سرنوشت کاري آنان مربوط میشود. اهمیت دادن به شورا در مدرسه، در مفهوم واقعی یعنی نظرخواهی ازجمع، قدرت تصـمیم گیري دادن به جمع و مبنا قراردادن نظرات جمع در تصمیمات. پس از اخذ تصمیم، اجراي آن نیازمند قدرت رهبري است؛ از اینجـاست که موضوع وحـدت مـدیریت و رهبري به میـان می آیـد. فرض بر آن است که رهبر اثر بخش، انجـام وظـایف را تضـمین می کنـد و در همـان حـال، همکـاران راکمک می کنـد تا احساس کننـد که نیازهاي اجتماعیشان تأمین میشود. امروزه دیـدگاه هـاي مختلفی در بـارة اهمیت نقش رهبري در مـدیریت وجود داردکه یکی از این دیـدگاه ها مـدیر را در نقش« Super Leader « معرفی میکنـد. « مدیر در نقش ابر رهبري تلاش می کندتا دامنۀ مشارکت همکارانش را تا آن حد گسترش دهدکه هر همکار بتواند به شکل خود رهبر (Directed Self ) درآید. این الگوي رهبري بر این فرض استوار است که چنانچه کارکنان به این مرحله برسند،خود وسازمان حداکثر بهره گیري را از تواناییها و ظرفیت هاي آنان به دست می آورند».مدیریت موفق مستلزم برخورداري از توان رهبري و یا قـدرت نفوذ در دیگران است. با اسـتفاده از « قـدرت مقام »که ناشـی ازحکم مـدیریت است، مدیر قـادر می گردد تـاخواسـته هایش را به سـرعت برآورده سازد و تا هنگامی که قـدرت تنبیه و پاداشدهی دارد، این قـدرت کارآیی خواهـدداشت. به عبـارت دیگر، بـا دورشـدن مـدیر از محیـط کار، کارها روال عادي خود را می یابنـد. اما در اسـتفاده از « قـدرت شخصـی» یـا قـدرت نفوذ،کارکنان نه از روي ترس و اجبار، بلکه به طور داوطلبانه و از روي میل،شخصـیت و نظرات مـدیر را می پذیرند و خود را نسبت به خواسته هاي او متعهد احساس می کنند. پاسخ به پرسش هاي زیر که به تعریف عملیاتی« قدرت مقام » و « قـدرت شخصـی» میپردازنـد، می توانـدمـدیران را نسـبت به توان رهـبري خود آگـاه سـازد:
قــــــــــدرت شخصـــــــــــی-
آیا خواسـته هایتان را با تکیه بر دور اندیشـی و استدلال اعمال میکنید؟- آیا از آستانۀ تحمل بالایی برخوردارید؟- آیاخواسته هایتان را به صورت دوسـتانه بیان می کنید؟- آیا در تصـمیمات شوراي مدرسه، فقط یک رأي را براي خود قائلید؟- آیا با انجام ارزشـیابی بر اسـاس عملکرد، همکـاران را به کـار تشویق میکنیـد؟- آیـا به آزادي انـدیشه به عنوان یـک اصـل در بروز خلاقیت در افراد باور دارید؟- آیا قبل از اجراي تصـمیمتان آنرا درشورا مطرح می سازید؟
قــــــــدرت مقـــــــام-
آیاخواسته هایتان را با تکیه برحکم مدیــریت اعمال می کنید؟- آیا اغلب، همکاران را تهدید به توبیخ کتبـــی می نمایید؟- آیا خواسته هایتان را به صورت آمرانه بیان می کنیـد؟- آیا در تصـمیمات شوراي مـدرسه، «حق وتو » را براي خود حفظ می کنید؟ - آیا همکاران را با تهدید به کاهش امتیاز ارزشـیابی به کار تشویق می کنیـد؟- آیا همواره علاقه مندید که همکاران اندیشه هاي متعارف را مطرح سازند؟- آیا همواره تلاش می کنید آنچه راکه درست می دانید به همکاران بقبولانید؟وظایف مدیـــــر در زمینه بــــرنامه آموزشــــی و تدریس بخش مهمی از اثر بخشـی مـدیریت آموزشـگاهی به رونـد درست فعالیت هاي آموزشـی در مـدرسه مربوط می شود. یعنی به منظور تحقق اهـداف مدیریت آموزشی هر یک از دست اندرکان مدرسه سهمی از این فعالت ها را بر عهده دارند و تسهیل جریان یاددهی-یادگیري و نظارت بر حسن اجراي امور آموزشـی بر دوش مـدیرخواهـدبود. البته همـان گونه که قبلاـ توفیق عملکردهاي مـدیریتی را در قالب یک فرآنید مشارکتی ذکر کردیم موفقیت نظارت آموزشـی نیز در مشارکت و درونی بودن آناست. زیرا برخلاف گذشـته مـدرسه به عنوان" نظام آرایـۀ آموزش " تلقی می شـد، هم اینک مدارس بعنوان اجتماعات یادگیري( Communties Learning )محسوب می شونـد. اجتمـاع به وسـیلهکانونهـاییشـناخته میشودکه اینکانونهـاگنجینه اياز ارزشـها، احساسـات و اعتقـادات هسـتندو زمینۀ مشتركلازم ار براي پیوسـتن افراد به یک هـدف مشترك فراهم می کننـد. در مجموع این کانونها توضـیح می دهنـدآنچه راکه براي مـدرسه ارزشـمند است و یکسـري از هنجارهایی را فراهم می سازنـدکه رفتار را هدایت می کند و به زندگی اجتماع مدرسه معنی می دهد.در مدارس، هنجارهاي اجتماع با هنجارهایی که تدریس را به عنوان یک حرفه تخصصی توصیف می کنند در آمیخته شده اند و این دو سـري هنجارها مبنایی را براي آنچه که بایـدانجام شود و چگونه انجام شود، فراهم می کننـد. در این معنی، تـدریس از یک عمـل فردي به یـک اقـدام جمعی( Practice Colective )تبـدیل می شود. در اقـدام جمعی، معلمـان نه تنهـا بـا مهارت تـدریس می کنند، بلکه درصورت نیاز درخواست کمک می کنند. بصیرت و دانشخود از تدریس را با یکدیگر در میان می گذارند، موفقیت مـدرسه را بر موفقیت کلاس درس ترجیح می دهند. در اقدام جمعی، همکارهاي توأم با برابري، به عنوان یک نماد قداست حرفه یا مطرح میگردد. اگر قرار باشـدکه تدریس، یک امرجمعی تلقی شود بایستی« اقتدارحرفه اي» و « اقتدار اخلاقی»، نیروي محرکه عملیات تعلیماتی را تشـکیل دهـد. در آنصورت است که راهنمایی تعلیماتی از درون دست انـدرکاران تعلیم و تربیت به خصوص معلمان و مدیران نشأت خواهدگرفت و راهنمایی تعلیماتی آنچنان که امروزه شـناخته شده است، از بیرون بر آنان تحمیل نخواهد شـد. تلقی برخی از مـدیران از وظـایف مـدیریت آموزشـگاهی، عبـارت از وظـایف مـدیریت به طور عـام برنـامه ریزي،سازمانـدهی، همـاهنگی، رهبري و کنترل است و از این جهت در درك برخی از این نوع وظایف دچار سوء تعبیر هسـتند. مثلاحیطـۀ کنترل را به جنبه هاي غیر آموزشـی محیط کار نیز ربط می دهندکه چه بسا این تلقی مشکل آفرین باشد. وظایف مدیــــران در امــــور اداري و مـالــــــی آمـاده کردن بودجه مـدرسه، ایجـاد یـک سیسـتم حسابرسـی داخلی، نظارت برخریـدهاي مـدرسه،حسابرســــی پولهـاي مـدرسه، حسابرسـی متعلقـات مـدرسه و نظارت بر انجام بی دردســـر کارهاي اداري. پ
منبــــــع: فصـلنامه مـدیــــرت در آمـــوزش و پـــرورش شمــــاره 22